بچه ها اسمانی اند...
پیام متن:
1. حفاظت از معصومیّت کودک.
2. بسترسازی شکفتن استعدادهای نهفته فرزند.
سپردن مسئولیت
یکی از راه های تربیت اجتماعی فرزندان، فراهم کردن زمینه پذیرش مسئولیت های اجتماعی و نقش آفرینی آنان در جامعه است تا خود را در موقعیت جدید محک بزنند و پایه های یک شخصیت سالم در ایشان شکل بگیرد. در دوره نوجوانی و جوانی، مسئله ابراز وجود، امری طبیعی است. اگر فرصت مناسب و معقولِ «ارائه خود و اظهار من» برای نوجوانان و جوانان فراهم نیاید، این نیاز به صورت غیرمنطقی و نادرست تأمین خواهد شد. برای مثال، توجه به زیبایی ظاهر، زینت و نوعی خودنمایی، در سنین 15 ـ 16 سالگی پدیدار می شود که از نشانه های نیاز «توجه به من» است. امام صادق علیه السلام ، وظیفه پدران و مادران و مربیان را در این سنین، همراهی و مراقبت دختران و پسران می داند.
در این دوره حساس، پدر و مادر باید در چهره دوستی صمیمی و هم فکری صادق با فرزند فرد رفتار کنند و به همه نیازهای جسمی، روانی و دینی او به خوبی توجه داشته باشند. آنها افزون بر اینکه می خواهند محبوب پدر و مادر باشند، دوست دارند که دیگران نیز آنها را تمجید و تحسین کنند. یکی از راه های مناسب برای رسیدن به این مهم، فرصت دادن به آنها برای مشارکت داشتن در فعالیت های جمعی است، به گونه ای که نوجوانان و جوانان، با تصویری روشن از مسئولیت محول شده، توانایی خود را در محدوده اختیاراتشان نشان دهند.
پیام متن:
با واگذاری مسئولیت به فرزندان در حد توانشان، نیاز «توجه به من» آنان برآورده می شود و نیازی برای اظهار وجود غیرمنطقی و نامعقول در آنان باقی نمی ماند.
خشونتها، خشونت می آورد
بدون شک، اگر بچه ها با استفاده از ابزارهایی چون خشونت، تنبیه یا تحقیر و برانگیختن احساس گناه در آنان اداره شوند، هرگاه به حرکتی ناشایست روی آورند، والدین نیز مجبورند برای به دست گرفتن کنترل دوباره رفتارشان، به خشونت و تنبیه پناه ببرند؛ راهی که کودکان نیز به آن عادت کرده اند.
باید توجه داشت که برخورد خشونت آمیز با بچه ها، آنها را خشن تر می کند و در نتیجه، از راه های مختلف به کارهای نادرست خو می کنند. گاهی نیز سر به طغیان می گذارند و به شیوه هایی متوسل می شوند که زیان های جبران ناپذیری برایشان رقم می زند. اعتماد به نفسشان را از دست می دهند و از دیگران یا از خودشان متنفر می شوند.
پیام متن:
اعمال خشونت در رفتار با بچه ها ممکن است به خشونت ورزی و از دست دادن اعتماد به نفس آنان بینجامد و تنفر از دیگران را در پی داشته باشد.
دستور، نه؛ درخواست و نظرخواهی، آری
دستور دادن پی در پی به کودک کارساز نیست، همان گونه که بزرگ ترها دوست ندارند مدام کسی به آنها فرمان بدهد و امر و نهی شان کند. یک روز از زندگی هر کودک، پر از صدها دستور است و اگر مادران همواره از حرف گوش نکردن فرزندانشان شکوهِ دارند، بی دلیل نیست. دستورهای تکراری و نابجا، روابط را ضعیف تر می کند. در روش مثبت پرورش کودک، به جای دستور دادن، از پرسیدن و درخواست کردن استفاده می شود. آیا شما ترجیح نمی دهید رئیس یا همسرتان، به جای دستور دادن به کاری، از شما درخواست کند؟ آری، هم والدین و هم بچه ها با خرسندی، پذیرای عمل به چنین درخواستی خواهند بود. تغییر دادن این نوع عملکرد تربیتی بسیار ساده است، در صورتی که از تمرین و دقت فراوان نباید غافل بود. برای مثال، به جای اینکه بگویید «برو دندان هایت را مسواک بزن»، از جمله «ممکن است دندان هایت را مسواک کنی؟» کمک بگیرید.
پیام متن:
حرف شنوی بچه ها در صورتی که خواسته های والدین به صورت خواهش باشد، بیشتر است تا اینکه به صورت امر و نهی باشد.
لُکنت زبان
لکنت زبان، بازتابی از ناراحتی های عاطفی و احساسی کودک است که در قالب اختلال های گفتاری در او ظاهر می شود. کودکی که دچار لکنت زبان است، کلماتی را به کار می برد که آهنگ ها و قافیه های شکسته و لرزان و گاه تکراری دارند و او نمی تواند بیشتر آنها را به سرعت دلخواه ادا کند. تکرار دو قافیه شکسته در آهنگ صدا که به عنوان لکنت می شناسیم، نشانه ای از فشار روحی و تنش روانی در کودک است. این فشارها ممکن است گذرا و معلول تجربه های اضطراب زا و فرسایشی یا هیجان های شدیدی باشد که در مسیر رشد او قرار گرفته است. لکنت، در پسران بیش از دختران رایج است و معمولاً در 3 تا 5 سالگی شان به دلیل روان و سلیس صحبت نکردن آنان، به راحتی می توان به این عارضه پی برد. لکنت زبان، پیش از رسیدن به 7 سالگی آغاز می شود و بیشتر این مبتلایان، بدون درمان بهبود می یابند. بنا بر نتایج تحقیقاتی که درباره بچه های مبتلا به لکنت انجام گرفت، در خانواده های چنین بچه هایی معمولاً ویژگی هایی چون استبداد، مراقبت بیش از حد، انضباط و نظارت شدید و تنبیه بدنی مشاهده می شود.
پیام متن:
برخورد مستبدانه والدین با فرزندان، مراقبت و انضباط بیش از حد و تنبیه بدنی، گاهی ممکن است سبب لکنت زبان در فرزند شود.
بوسیدن فرزندان
معمولاً کودک علاقه دارد که پدر و مادر و اطرافیان او را ببوسند و در آغوش بگیرند. از سوی دیگر، او نیز می کوشد عاطفه خود را به آنان نشان دهد و بوسه های گرم خود را به گونه های پدر و مادر یا دیگران نثار کند. بوسیدن و بوسه زدن کودک، امری است که نیاز او را به محبت تأمین می کند و او را راضی می سازد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
اَکثِرُوا مِن قُبلَةِ اَولادِکُم فَاِنَّ لَکُم بِکلِّ قُبلَةٍ دَرَجَةٌ فِی الجَنَّةِ ما بَیْنَ کُلِّ دَرَجَةٍ خَمسُ مِأَةِ عامٍ.
فرزندان خود را زیاد ببوسید؛ زیرا با هر بوسه، برای شما مقام و مرتبه ای در بهشت فراهم می شود که فاصله میان هر مقامی پانصد سال است.
توجه نداشتن به این نیاز عاطفی و فطری در کودک، ستم در حق اوست و عقوبت الهی را در پی دارد. در روایتی آمده است شخصی در حضور پیامبر اظهار کرد که من تا به حال کودکی را نبوسیده ام. حضرت در وصف او فرمود: «هذا رَجُلٌ عِندی اَنَّهُ مِن اَهلِ النّارِ؛ این شخص در پیش من جایگاهش آتش است».
پیام متن:
بوسه بر فرزند نشانه مهرورزی بازدارنده کمبود شخصیت و محبت.
صفحات: 1· 2